+ برای تو : نويد

شادترين شعر من،

قصه رفتن مهتاب خزان

قصه ريختن اشک درختان بر خاک

و سکوتی که مزين شده با زوزه باد

شادترين شعر مرا پنجره ها می خوانند

رهگذر می خندد

خنده ای تلخ به وزن باران

که چه تنهايی بی پايانی

ابر می داند که اگر شعر نبود،

زندگی سبز نمی شد هرگز

و اگر مرگ نمی رفت به خواب

گل تنهايی من شادترين عطرش را

هديه می داد به تو .

 

نویسنده : الهام خانومي ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٧ تیر ،۱۳۸٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ رويای مهتاب

ای تو با قافله شب همراز

 

ای تو با مرغ هوا در پرواز

 

ساز در ميکده قلب من اينک خاموش

 

تار برگير، تو امشب بنواز

 

رنگ چشمان تو باغی ست به زيبايی شب

 

خرمن موی تو دريای پريشانی من

 

عشق راهی ست به آغوش طلوع

 

ليک بشکست نهانخانه من

 

من برآنم که شوم مست نگاهت، مهتاب

 

می چشمان تو در جام دلم سرشار است

 

در کوير دگری هيچ ننوشم ز شراب

 

خواه در پشت سرم مرگ،

                            عبورم ز سراب

 

آری امشب دل من غمگين است

 

باز آهنگ شفابخش تو را می خواهد

 

زمان جانفرساست

 

تار برگير که با ساز تو غم می خواند.

نویسنده : الهام خانومي ; ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۱ تیر ،۱۳۸٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ پناه

درخت سايه گستر

اي گل ياس

مرا پنهان به زير سايه ات كن

براي روز ميلاد نگاهت

مرا هم ساقي ميخانه ات كن

درونم شعله ور از آتش عشق

نگاهم بر كوير شرق بي تاب

دلم درياي خونين

مسخ باران

شبم بي آرزو شد

آه درياب !

درخت سايه گستر

اي گل ياس

مرا پنهان به زير سايه ات كن

نظر كن با دو چشم مهربانت

مرا آشفته تر


.... ديوانه ات كن .... !
نویسنده : الهام خانومي ; ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٥ تیر ،۱۳۸٢
تگ ها:


+ تقدیم به آنان که دوستشان دارم.............

دوستان عزیزم سپاس از محبت های بی دریغ شما در طول این مدت. این شعر رو به همه شما تقدیم می کنم.


شوق پرواز

با صدای طپش احساسم

که به شوق آمده بود از پرواز

خواب پروانه بیاشفت و هوای نگهت

ناگهان ابری شد.

در سحرگاه طلوع گل سرخ،

حس پرواز به اعماق شب گیسویت

موج سبزی به درختان نگاهم انداخت.

نارون خانه ما،

شعر چشمان تو را می داند.

وقت اندوه وداع

و به هنگام صدای شبگرد

شعر مهتابی چشمان تو را می خواند.

اشک در چشم سیاهت بدرخشید و بیافتاد به خاک

زندگی آینه پرواز است

زندگی قافیه باران است

زندگی قانون نیست

من اگر پاییزم

و درختان امیدم همه بی برگ شدند

..........تو بهاری و به اندازه باران خدا زیبایی............


تقدیم به همه شما

نویسنده : الهام خانومي ; ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱ تیر ،۱۳۸٢
تگ ها: