+ خاکستر

شبی غمگين تر از شبهای فرهاد

به ياد لحظه های رفته بر باد

به ياد سروهای سبز و عاشق

نشستم گريه کردم تا شقايق

صدايم يک نيستان بی قراری

غروب و حسرت و چشم انتظاری

به يادت ای عزيز نازنينم!!!!!

شبی تنها و خاکستر نشينم

از آن آتش که شب را شعله ور کرد

چه بر جا مانده جز خاکستر سرد

شکفته ياد گل در گريه هايم

پر از حرفم اگر چه بی صدايم

به سوگت ای چراغ خانه ی دل

چو کولی می روم ، منزل به منزل

که تا شايد ز تو يابم نشانه

ز تو ای شاعر هر چه ترانه

تو را می پرسم از اندوه مهتاب

که می گريد به روی بستر آب

تمام چشم را من جستجويم

مگر يابم تو را در روبرويم........

 

نویسنده : الهام خانومي ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ امرداد ،۱۳۸۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ ترانه حسرت

سهم من از چشمات، يک پنجره ديدن

تو شاخه ياسی، من حسرت چيدن

ايثار دست تو، آرامش خفتن

تو صد غزل خاموش، من لحظه ی گفتن

بر شانه های تو ، سر می نهم خسته

سرشار از شعرم ، اما لبم بسته

من شاخه ای خشکم، تو دست بارانی

مشکن مرا هرگز ای خواب توفانی

ای بودنت اعجاز ، ای دست تو مرهم

در حسرت رويت، شد قامت من خم

تو مثل يک رودی ، من مثل يک ماهی

.....دل را ببر با خود هر جا که می خواهی......

 

جا داره در همين جا تولد يک سالگی وبلاگ دوست بسيار عزيزممهدی (( وبلاگ دفتر عشقhttp://daftareshgh.persianblog.ir))

رو بهش تبريک بگم و براش آرزوی موفقيت دارم..... قربان شما:الهام.

نویسنده : الهام خانومي ; ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۳ امرداد ،۱۳۸۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک