آفتاب را

از زمستان من دريغ مدار

حتی به اندازه ی آواز کوچک يک غنچه.

بگذار پرندگان

بخوانند

حتی به اندازه ی يک شاخه، بهار .

بگذار يک پنجره

به تنهايی کوچه من

گشوده شود .

بگذار يک خواب

از رويا بنويسم .

بگذار يک بيابان

با آهوی بی وطن عشق

سرگردان باشم .

بگذار يک شب

فقط يک شب

...... تمام آرزوهای روشنم را

                                       گريه کنم ......