سلام دوستان مهربون و عزيزم......واقعا از لطف و محبتت تک تک شما ممنونم....بله عزيزان...صفحه ديگری از دفتر با هم بودن ما ورق خورد.... سالی ديگر گذشت....سالی سراسر عشق و نزديکی دل......بازم از شما سپاسگذارم......اميدوارم که بتونم پاسخگوی محبتای شما باشم.....براتون آرزوی موفقيت دارم..... اين شعر رو به شما تقديم می کنم......قربان همه شما :الهام....

                                     ******

 

....زير چتر باران.....

مث شب در بارون

مث بارون در شب

تو پر از زمزمه ی ياس سفيدی

در باد .

تو مث خاک نجيب وطنی

تو مث خواب ظريف يه پرنده

پر لالايی شعر سفری

مث ماهی در آب

تو سکوت غزل تقديری

مث شب تنهايی

مث من بی تابی

پر موجی ، پر عشق

عشق سرخورده به يک صخره ی سرد.

تو مث يک غزل ناخونده

پشت ديوار خودت زندانی

تو همون پنجره تنهايی

که تو رو،با نفس يک فانوس

روی ديوار شبم می دوزم

تو همون راز بزرگی که خدا

توی تنهايی يک ظهر کوير

با خودش قسمت کرد

تو همون آيينه ای

که يه روز

مهتابو رسوا کرد

خود خورشيدی تو

که به شب های دلم خنديدی

چشم تو خنده ی تقدير من و آيينه هاست.......

 

الهام.....