دوستان عزیزم سپاس از محبت های بی دریغ شما در طول این مدت. این شعر رو به همه شما تقدیم می کنم.


شوق پرواز

با صدای طپش احساسم

که به شوق آمده بود از پرواز

خواب پروانه بیاشفت و هوای نگهت

ناگهان ابری شد.

در سحرگاه طلوع گل سرخ،

حس پرواز به اعماق شب گیسویت

موج سبزی به درختان نگاهم انداخت.

نارون خانه ما،

شعر چشمان تو را می داند.

وقت اندوه وداع

و به هنگام صدای شبگرد

شعر مهتابی چشمان تو را می خواند.

اشک در چشم سیاهت بدرخشید و بیافتاد به خاک

زندگی آینه پرواز است

زندگی قافیه باران است

زندگی قانون نیست

من اگر پاییزم

و درختان امیدم همه بی برگ شدند

..........تو بهاری و به اندازه باران خدا زیبایی............


تقدیم به همه شما