عشق

آه که هر کس در هر گوشه و کناری می کوشد تا به گونه ای ، گرمای

دلپذيرآن را در قلب خود حس کند.

مگر خود تو بارها با چشمانی پر از اشک به آسمان چشم ندوخته ای

و آهی از دل نکشيده ای؟؟

به راستی چند بار از سر کوچه يا خيابانی گذر کرده ای

و نگاهی آغشته به درد به آن انداخته ای؟؟

چند بار در نيمه های شب دست به سوی ستارگان گشوده ای تا سوار بر بال روياهايت ،

لطافت وجود معشوق را بر سر انگشتانت حس کنی؟؟؟

عاشقی دردی است که بی آن ، نه من ، نه تو و نه هيچ انسانی را که

قلبی در سينه داشته باشد، يارای گذر دوران زندگانی نيست.

دردی است که زيبايی اش را چه آسان می توان در نگاه عاشق ديد و نوای اميد

بخشش را در تپش قلب او شنيد..

عاشقی زيباست.همچون لحظه ی ديدار،عاشقی زيباست.....

و عاشقی بس زيباست.

 

  *****

 

   .... بانوی گل ........

 چه دوری و چه نزديک

تو که يک شب ميايی

تو با بدی غريبی

با خوبی آشنايی

همه دنيا رو هر روز

به دنبالت دويدم

ولی افسوس که هيچ وقت

به چشمات نرسيدم، به چشمات نرسيدم.

   ***

يه روز از پشت شب ها

بيا با اسب خورشيد

ببين که بی تو روحم

می شه خونه ی ترديد

 ***

تحمل ديگه بسه

ديگه نمونده طاقت

ببين که دوری تو

واسم نمی شه عادت

  ***

تو ای کبوتر عشق

نمی دونم کجايی

فقط اين رو می دونم

که يه روز تو ميايی.......