رويای مهتاب

ای تو با قافله شب همراز

 

ای تو با مرغ هوا در پرواز

 

ساز در ميکده قلب من اينک خاموش

 

تار برگير، تو امشب بنواز

 

رنگ چشمان تو باغی ست به زيبايی شب

 

خرمن موی تو دريای پريشانی من

 

عشق راهی ست به آغوش طلوع

 

ليک بشکست نهانخانه من

 

من برآنم که شوم مست نگاهت، مهتاب

 

می چشمان تو در جام دلم سرشار است

 

در کوير دگری هيچ ننوشم ز شراب

 

خواه در پشت سرم مرگ،

                            عبورم ز سراب

 

آری امشب دل من غمگين است

 

باز آهنگ شفابخش تو را می خواهد

 

زمان جانفرساست

 

تار برگير که با ساز تو غم می خواند.

/ 24 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ترمه

الهام عزيز من هم از اينکه با يه همشهری آشنا شدم خوشحالم موفق باشيد

نويد

به ياد رنگ و بوی تو ای نوبهار عشق ////همچون بنفشه سر به گریبان کشیده ام .....///سلام اميدوارم که حال شما خوب باشد .....بايد بگم که من تا بحال ايميلی از شما دريافت نکردم نميدانم چرا ....

نیما

الهام خانوم شعرتون جالبه فقط وزن٬ زمان جانفرساست ناجوره . مثلا ميتونی بنويسی ٬ و زمان جانفرساست٬ اميدوارم ناراحت نشده باشيد. انوشه باشيد همچون انوشيروان خرم باشيد همچون بابک خرمدين.

امیر و نازنین

دور بايد شد از اين خاک غريب که در آن هيچ کسی نيست که در بيشه ی عشق .. قهرمانان را بيدار کند !

نويد

سلام مهربان اون جواب رو من دادم بعد از اينکه ايميل شما رو ديدم .....

آبادانی

سلام دوست خوبم. شعر قشنگی بود.در ضمن اگه ممکنه آدرس ای میلت رو برام بفرست.

محمد

سلام ! دير می آيی!!شعر های زيبايت ارزش انتظار را دارند.

AASEE

بــعـــضي و قــتــا بــجـــا ي ا يــنــكــــه دُ م خـــر و س سَــَر ك بــكــشـــه ، دُ م خـــر و س عَــلَـــم مــيــشـــه ؛ بـــد و ن ا يــنــكـــه جــمـــا عــت ‹‹ كـــذّ ا ب ›› حـــا لــي شـــو ن بــشـــه ! ؟ ا گـــه بـــا و ر نــمي كــنــيـــن ‹‹ دُ ز د حـــا ضــر و بُــــز حـــا ضـــر ›› 000

Seyyed Reza Hozni

سلام مهربون . واقعا لذت بردم . ممون از شما برای شعرای زيبات و ممنون از خدا که اين توانايی رو به شما داد که با نوشته هات ما رو اون بالا بالاها ميبری .................بازم ممنون.موفق و شاد و هميشه سبز باشيد.يا حق.