سوگند.



به گلبرگ لبانت تا طلوع مرگ خود

پيوند خواهم زد لبانم را

نسيمي مي وزد بر خرمن گيسوي تو

اينك

شميم عشق مي آرد

به مهتابي ترين شبهاي چشمان تو سوگند،

اگر عطري بجز آغوش تو بر چشم من خندد

اگر باد بهاري برگ گلهاي بهشت جاودان بر پيكرم ريزد

اگر خورشيد عالم آتش افروزد

كه قلب و جان من را بي گمان تا انتها سوزد

اگر باران ببارد تا بشويد هر چه عشق و پاكبازي

نباشد هيچ ترديدي

كه باشم خاك پاي تو

كه ريزم اشك حسرت از براي يك نفس لبخند تو

آري

من مجنون،

بجز قلب تو اي محبوب من

جايي ندارم.


***** ۱۲/ ۲ / ۸۲ . تولدم مبارك . *****

/ 43 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
sam

درود بر شما لطفا وبلاگ خود را به ليست جديد وبلاگهای فارسی اضافه کنيد

sh.pegah

سلام. به کتاب هفته برو ويکی از آثارمنتخبت راببين. لينکش تو شعرروز هست. قربانت شين.

علی اکبر کرمانی نژاد

سلام خوب بودند اما با قلم و احساسی که داری اگر از من گویی فاصله بگیری و شعرت را چند هستی ی بکنی و به ابعاد دیگر آن هم بپردازی عالی خواهد شد . کمی بیشتر کتابهای تکنیکی بخوان . اگر به خانه ام آمدی شمع روشن میکنم و نور را پا اندازت

arad

سلام /به جز قلب تو ای محهبوب جايی ندارم / واقعا لذت بردم موفق باشيد .

توفان

سلام . تولدت مبارك .آثارت را خواندم و لذت بردم اگر فرصت كردي سري به اين همسايه نيز بزن .ياهو

راد

تولدت مبارک . وبلاگ قشنگی داری بخصوص موسيقی دلنشينش .به ما هم سری بزن.موفق باشی

امیر شاه ولد

زندگی ات می توانددر یک لحظه توسط مردمی که تو حتی نمی شناسی تغییر کند. موفق باشی

واکسی

سلام متن قشنگی است ، نمی دانم هر کس گفته خیلی خوب گفته ضمنا تولدت هم مبارک