پرواز

سالها شد تا که روزی مرغ عشق

نغمه زد بر شاخه انگشت من

آشيان آسمان را ترک گفت

لانه ای آراست او در مشت من

****

دست من پر شد ز مرواريد مهر

دست من خالی شد از هر کينه ای

دست من گل داد و برگ آورد و بار

چون بهار دلکش ديرينه ای

****

سينه اش در دستهايش می تپيد

از هراس دامهای سرنوشت

سخت می ترسيد از پايان وصل

وز پليدی های خاطرهای زشت:

****

(( آه اگر روزی بميرد عشق ما

وای اگر آتش، به يخبندان کشد

خنده امروز ما در شام ياس

اختران اشک در چشمان کشد.))

****

در غروب يک زمستان سياه

مرغک من زآشيان خود گريخت

دور شد، در اشک چشمم محو شد

بعد از او هم سقف اين کاشانه ريخت.

****

می فريبد دل به افسون ها مرا

می سرايد بر من اين آوازها:

بال دارد، بال دارد مرغ عشق

باز خواهد کرد او پروازها.

****

** سياوش کسرايی **

 

/ 10 نظر / 11 بازدید
roohetakide

انتخاب زيبايی بود موفق باشيد وسبز

پرپرونکا

سلام پرپرونکا يک سال بزرگتر شد. تا کيک تموم نشده بيا...

نويد(خاطرات عشق)

سلام عزيزم باز هم می گم بهتر نيست از خودت بنويسی .....از من ناراحت نباش من دوست تو ستم و می خوام که پيشرفت کنی ...اول بگو ببينم ايمیل های من رو گرفتی ؟؟ لوگو ها رو ميگم ...

melina

سلام وبلاگ جالبی داری ولی کمی هم از خودت بنويس موفق باشی باز ميام ديدنت يه سری هم به ما بزن خوشحال ميشم

مندو

سلام.ببخشيد که دير کردم.هيچ وقت شما ها رو فراموش نمی کنم ولی اين روزها کمی گرفتارم الهام جان.موفق باشی.

دريا

سلام اولين باره كه به اين جا سر مي زنم و هيچ پشيمان نشودم.... موفق باشي

سمانه

سلام . شعر جالبی بود.موفق باشی وبازم بهت سر میزنم.

احسان

سلام دوست عزيز ... ممنون که همواره مرا شرمنده می کنيد ... من چند بار وبلاگ شما آمده ام ... اما از آنجا که نظری ندادم ... شما به حساب بی معرفتی من گذاشته ايد ! ... شعر زيبايی بود ... موفق باشيد ...

moein

It is interresting poem, its beautiful. good luck,