مغرور

آسمان غم تنهايی تو

سايه افکند بر آرامش پنهانی من

شعر مهتاب بهار

روح بخشيد به آهنگ سفر

و به آغاز عبور شب ويرانی من

من طلوعی ديدم

که سرانجام ، همه بردگی آينه بود

و در اعماق وجود گل مغرور خزانی ديدم

که به يغمای نگاه سبزی

چشم ير آتش دلهای زمان دوخته بود

کاش باران نگاه تو به آتشکده ها می باريد

کاش از پنجره روشن من،

اين نگاه مغرور،

جشن خاموشی آتشکده  را می ديد.

من به او می گويم:

به چه می انديشی؟

کلبه ای بايد ساخت

که در آن عشق به مهتاب عبادت باشد

صبح ها بوی گياه

بشکفد از لب زيبای نسيم

به چه می انديشی؟

تو به نابودی اين بوته ياس

با تمام شب خود

از چه رو می کوشی؟........... 

/ 26 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاخته

ای سراپا همه خوبی تک و تنها به تو می انديشم...برقرار باشی

روح تکيده

دوست خوبم زيبا بود مانند هميشه ... آيديت شد ... به غصه های من سر بزن ... موفق باشی

keyvan

سلام با چنين احساس زيبای نوشتن واقعا هنر موفق باشی

محمدرضا ميرزايي

الهام جان .. زيبا و رها بود … هر چند كه از بيرق ما سراغي نميگيري! .. پايدار باشي

روح تکيده

سلام دوست عزيزم ممنون از لطفت ... در مورد سوالت: اون نوشته راجع به داييم است ... سبز باشی

افشين ( هداوناخ )

عشق خواسته ای ديگر ندارد جز تبلور خويش. بگذاريد که در دوستي و محبت منظوري خاص نباشد تنها روح دوستي را عمق ببخشد. عشق آن شراب مقدسي است که خدايان از قلب خود مي گيرند و درون قلب انسانها مي ريزند. آن هنگام که عشق شما را مي خواند از آن پيروي کنيد. گرچه راههايش سخت و پرفراز و نشيب است. ((با عرض سلام خدمت دوست عزيزم. وبلاگ خيلي قشنگي دارين من مي خواستم از شما خواهش کنم اگر براتون مشکلي نيست و بزگواری کنيد به من سر بزنيد ممنون ميشم موفق باشيد باي...))

علیرضا

سلام...خوبی ...اولين باره ميام اينجا...خيلی قشنگ بود....موفق باشی

maple

زيباست....موفق باشيد.

yaser

الهام سلام! من؛ يک مقامر. آرزوی لحظاتی زيبا را برايت دارم. بلاگت زيبا و جذاب است اميدوارم با مطالعه‌ي بهتر بلاگت بتوانم نظرات بهتري بدهم. متشكر

sahar

سلام.زيبا می نويسی عزيز.