ديوار

همه دنيا ...ديوار بود

ديوارهای سنگی

ديوارهای بلند دلتنگی

و تو را ...ديدم

و هزار پنچره بر روی من گشوده شد

هر پنچره هزار فصل بود

که مرا با آن سوی ديوار آشتی می داد

هر پنچره هزار خاطره بود

که مرا با خودم آشتی می داد

تو رفتی، و تمام دنيا دوباره ديوار شد

اين بار ، خسته...در اين سوی ديوار نشسته

ولی با بغض هزار خاطره

از آن سوی ديوار.

/ 41 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسيحا

سلام ديوار واژه مناسبی ولی بهتر بود می گفتی ديوار تعصب

nima57

جالبه . ارزومند شادکامی روزافزون شما هستيم.

امين

سلام...تولد بلاگت امروزه...ديدی يادم بود...اننشا ا.. هميشه قلمت به همين روونی باشه.........ديار...عشق...مهاجر ديار عشق ....منتظر بهار باش....اگه اين فصل دفتر زندگيت خزونيه...منتظر بهار باش.. بلاخره از راه می رسه...Carlo

donya

زندگی کوتاه است اما احساس ابدی...

آدمك

سلام عرض شد خانوم خانوما... تولدت و اين حرفا مبارک باشه ايشالّا به حق ۵ تن آل عبا.... چطوری؟ خوبی؟ خوش می‌گذره؟..... واقعاْ بهت تبريک می‌گم و برات آرزوی موفقيت و سلامتی دارم..... شاد باشی و برقرار... تا بعد..

احمد مظفري

لبخندها فسرد .. پيوندها گسست ..آواي لاي لاي زنان در گلو شكست .. گلبرگ آرزوي جوانان بخاك ريخت .. جغد فراق بر سر ويرانه ها نشست.. از خشم زلزله پوپك، شكسته بال بصحرا پريد و رفت .. گلبانگ نغمه در رگ ناي شبان فسرد.. هر كلبه گور شد.. عشق و اميد، مرد مطلبی تقدیم به داغدیدگان مظلوم بم برای خواندن ادامه مطلب می توانید به وبلاگ پرسش مهر مراجعه نمایید

مهاجر

وبلاگ خيلی زيبايی داری...اميدوارم هميشه به آرزوهات برسی...به ما هم يه سری بزن.ممنونم

میثم

فقط میتوانم بگویم بسیار زیبا بود امیدورم همیشه درزندگیت موفق باشی میثم هستم ازبابل

کورش-وفادار دلشکسته

سلام...ممنون که سر زدي..يه بار ديگه بيا و داستان عشق من رو هم بخون! اگه دوست داشتي اي دي منو آدد کن که اپ ميکنم با خبر شي